تاثیر کامپیوتر
دهه ۱۹۵۰ مصادف با رشد کامپیوتر که اولین بار ۱۰۰ سال قبل تر توسط Babbage طراحی شده بود و آغاز دوره تکنولوژی اطلاعات بود اختراع ترانزیستور توسط Shockley که کمی بعد از اختراع کامپیوتر دیجیتالی بوجود آمد قابلیت پردازش داده و امکانات را با هزینه های همواره رو به کاهش ایجاد کرد افزایش ظرفیت پردازش داده منجر به ایجاد ابزارها و تکنیک هایی مانند برنامه ریزی احتياجات مواد Material Requirement Planning-MRP و روشن مسیر بحرانی Critical Path Method-CPM شده امروزه هر کسی میتواند در رابطه با نظارت بر صدها قطعه موجودی زمان بندی تولید فرایندهای پیچیده یا مدیریت پروژه های بزرگ مشکل نداشتن سیستم های کامپیوتری را تصور کند مدیریت عملیات به عنوان یک زمینه مطالعاتی در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۹۰ محققان شروع به نوشتن مطالبی در مورد مشکلاتی که مدیران عملیاتی با آن روبرو میشدند و کاربرد مدل های کمی در مدیریت عملیات نمودند البته در آن زمان ظرفیت تولید از تقاضای مشتری بیشتر بود با تلاش شرکت ها برای افزایش تقاضای محصولاتشان بازاریابی در شرکت اهمیت زیادی پیدا کرد تمایل به ایجاد تنوع و رقابت با سایر شرکت ها نیز باعث اهمیت واحدهای سرمایه گذاری و حقوقی شرکت شد با بروز بحران انرژی در اواسط دهه ۱۹۷۰ و نفوذ کالاهای خارجی دوباره همه توجه ها به سوی عملیات معطوف شد دوره تولید انعطاف پذیر Flexible Manufacturing تولید ناب Lean Production از ۱۹۷۵ به بعد بر خلاف ایالات متحده در محیط رقابتی و اجتماعی و اقتصادی بعد از جنگ جهانی دوم در ژاپن و سایر بخش های اروپا بینش تولید انبوه وجود نداشت در عوض ژاپنی ها راهکاری را بنا کردند که عبارت بود از بکار بردن سیستم هایی شامل کارگران با مهارت های متعدد که با ابزار اتوماتیک قابل انعطاف برای تولید محصولات متنوع در مجموعه های کوچک کار میکردند بهبود مستمر طراحی فرایند و طراحی محصول به مفهوم کیفیت بالا و قیمت های منطقی بود مشتریان آمریکای جنوبی مشتاقانه به این سیستم پاسخ دادند و شرکت های بومی در بسیاری از بازارها از رده خارج شدند در پاسخ به این شرایط شرکت های امریکایی توجه بیشتری به عملیات مبذول داشتند و از بینش تولید انبوه دور شدند تجهیزاتی که توسط نرم افزار اداره میشدند software driven equipment باعث منعطف تر شدن فرایند نسبت به گذشته شد و از سوی دیگر تغییر یک محصول به محصول دیگر و تغییرات طراحی های محصول با تغییر در نرم افزار تجهیزات مربوطه صورت گرفت شایان ذکر است که این روش سریع تر و خیلی ارزان تر از تغییرات فیزیکی در تجیهزات می باشد چرخه تولید کوتاه تر شده و خطوط تولید محصول متعدد بر پیچیدگی مدیریت عملیات افزوده است ولی ظهور سیستم های اطلاعاتی پیشرفته منجر به افزایش تعداد مدیران میانی و سایر متخصصین نشده است حتی در بسیاری از موارد شرکت ها در حال کاهش تعداد نفراتشان هستند
مهندسی مجدد فرایند Process Reenigneering تفکر دوباره و تغییرات بنیادی در روش سازماندهی فرایندهای تجاری باعث بهبود بهره وری میشود طی مهندسی مجدد فرایند یک فرایند دوباره از مبداء طراحی می شود فرایند ساده تر و مؤثرتر می شود و فعالیت های بدون ارزش افزوده حذف میشوند هر کارگر دامنه وسیع تری از کارها را انجام میدهد و نواحــی وظیفه ای بیشتری با هم همکاری میکنند فرایندهای تولید انعطاف پذیر یا ناب تاثیرات زیادی بر مدیریت علمیات داشته اند مثال های زیر نمونه هایی از این قبیل هستند :
• مدیران عمليات قبلاً فقط حافظ سرمایه های شرکت بودند و امروزه نقش بسزایی در تعیین استراتژی های رقابتی شرکت دارند
• مدیران عملیات ملزم به حذف ضایعات و بهبود سیستم عملیاتی شرکت هستند امروزه میانگین موجودی ها تنها درصدی از آنچه قبلاً بوده اند هستند و عیوب تولیدی به چند قطعه در میلیون رسیده اند ارتباط بین مدیران عملیات و نیروی کار با تعدد مهارت های کارگران و پذیرفتن مسئولیت بیشتر توسط کارگران در حال تغییر است نقش مدیران و سرپرست ها عمدتاً راهنمایی و کمک به اجرای رویکردهای گروهی است عملیات و سایر وظایف شرکت بصورت یکپارچه در انجام هر یک از مراحل فرایند بیشتر مشارکت دارند این امر فرایند را کوتاه تر میکند و کیفیت محصول را بهبود میبخشد مدیران عملیات با تأمین کنندگان کمتری سر و کار دارند و روابط بهتری با هر یک از آن ها برقرار میکنند پیشرفت های تکنولوژیکی ارتباطات که کامپیوترهای شرکت را قادر به برقراری ارتباط با کامپیوترهای تأمین کنندگان مینمایند این ارتباط را آسان تر ساخته است مدیران عملیات به مشتریان بیشتر نزدیک شده اند و پیشرفت های تکنولوژیکی اطلاعات و ارتباطات نیز این روند را تغذیه میکند این حلقه های قدرتمند زنجیره فوق باعث سوگیری به سمت مفهوم یکپارچه سازی تشکیلات (Enterprise Integration) شده است این مفهوم به معنی عملکرد زنجیره ارزش به صورت یک عنصر واحد و یکپارچه است مدیریت عملیات در بخش خدماتی نیز اهمیت بسزایی دارد بیش از ۷۵ درصد نیروی کار امریکای شمالی در استخدام بخش خدماتی می باشد بسیاری از ابزارها و مفاهیمی که در اصل برای بخش تولیدی بوجود آمده اند اکنون توسط بخش خدماتی بکار گرفته میشوند البته ابزار و مفاهيم مخصوص و مناسب بخش خدماتی نیز ایجاد شده اند
دانش بصورت ورودی اصلی فرایندهای تبدیل در بخش تولیدی و خدماتی می باشد در آینده ممکن است سیستم های تولیدی هوشمند Intelligent Manufacturing Systems-IMS قادر باشند بطور روزمره دانش مورد نیاز شرکت را جمع آوری ذخیره و منتشر نمایند IMS ترکیبی از تکنولوژی اطلاعات سیستم های داده اطلاعاتی گسترده (Distributed Information/Data system) و تصمیم گیرندگان انسانی می باشد بخش کامپیوتری سیستم میتواند بر فرایند تبدیل در محدوده های از پیش تعیین شده مدیریت نمایند و هنگامی که از این حدود تعیین شده تجاوز شد پیشنهاد تصمیم گیرندگان انسانی داخل می شود مدیریت عملیات تغییر کرده است و این تغییرات ادامه پیدا خواهند کرد این امر عملیات را بصورت یکی از هیجان انگیزترین نواحی وظیفه ای شرکت درآورده است